عبدالله مستوفى

63

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

به پول نزديك كرده قبل از زمستان تدارك زندگى ساليانهء خود را ببينند ، از اين طرز پرداخت كه تازه در ماه هفتم بيك ربع حقوق ساليانه ميرسيدند و از رفت‌وآمد هر سه ماه يك بار بصندوق مسيو نوز ، خيلى عصبانى بودند . اتابك اعظم هم كه هرجا بوى پول و درآمدى ميشنيد خود را سر آن هوار كرده تا دينار آخر استنقاذ ميكرد ، در عطاهاى دولتى هم منتها درجهء ضنت را به كار برده ، نم پس نميداد . حتى استفادهء برات خرى را هم از صرافان و متصديان امر خزانه ممنوع داشته و براى برات كهنه‌ها در هر سالى قيمتى قائل شده و هركس مايل بود از قرار تومانى سه و چهار و پنج قران برات خود را واگذار ميكرد . اين سخت‌گيرى و شدت عمل موجب نارضامندى عمومى و بخصوص دلخورى ارباب حقوق كه طبقهء مؤثر در كشور بودند گرديد . همگى مردم پى بدست آوردن راه براى برهم زدن اين اوضاع مىگشتند . علماء و مردم فهيم كه از قرضهاى خارجى و تأسيس بانك انگليس و روس و بسته شدن صنايع و تجارت داخلى و زياد شدن نفوذ خارجى عصبانى بودند ، در گوشه و كنار از شاه و دربار و اسلوب حكومت نقادى ميكردند . از طرف ديگر در اين ده يازده سالهء سلطنت مظفر الدين شاه بواسطهء مدارس جديد و روزنامه‌هاى داخلى و مجلات و جرايد فارسى هند و مصر ، مردم چشم و گوششان باز شده بود و از شاگردان مدارس جديد چيز - هائى شنيده ، از ترتيبات حكومتى اروپا مطلع و همگى طالب تغيير اوضاع بودند . شاه هم بعد از سفر اخير فرنگ شيرازهء سلامتى مزاجش از هم گسيخته شده بود و اشخاص فكور ميدانستند كه تا اين شاه بر سر تخت است ، بهتر ميتوان آزادى گرفت . اين بود كه نقادى از عين الدوله و مسيونوز را وسيلهء شروع به كار قرار دادند . آخوند مسيونوز ميرزا جواد خان سعد الدوله كه در موقع استخدام نوز در بلژيك وزير مختار و در اينموقع در تهران بيكار و اخلاقا متكبر و بر ما مصلواتيد « 1 » و پرمدعا بود ، نميدانم در سر چه مقدمه‌اى با نوز طرفيت پيدا كرد . شايد انتظار داشت كه مسيونوز حق الپرچين بستن پيمان استخدام او را منظور داشته و حقوق او را يك جا حواله بدهد و اين حقشناسى از طرف مسيونوز به عمل نيامده بود . سعد الدوله هم با بيانات نستعليق و قلمبهء خود نقادى از اوضاع و بخصوص مسيونوز و كارهاى او را شروع كرد . در اين ضمن‌ها شب عيد نوئل پيش‌آمد ، اروپائيها مجلس بال كستومه‌اى برپا كردند ، مسيونوز لباس آخوندى در بر كرده با عبا و عمامه و نعلين در اين مجلس بال حاضر شد و بدتر از همه عكسى هم از اين فتح نمايان انداخته بودند ، رندى عكس را بدست آورده بوسيلهء كپى چندين نسخه از آن منتشر كرد ، شايد اينشخص هم وابستهء سعد الدوله بود . مردم كه از صندوق مسيونوز خيلى عصبانى بودند ، آب و تاب زياد به اين لباس پوشى آخوندى اين مسيو دادند ، سرهاى فكور و علماى اهل فكر هم تا توانستند اينموضوع را بزرگ كردند . عين الدوله ، سعد الدوله را بيزد تبعيد كرد ،

--> ( 1 ) - نظير « جناب آخوند ملا نباتى » است كه مقصود گوينده « ملاكشكى » بوده است .